خرید(بررسی بازنمایی هویت های پست مدرن در فضاهای مسکونی شهر با تاکید بر شهر های ایران 3)

بررسی بازنمایی هویت های پست مدرن در فضاهای مسکونی شهر با تاکید بر شهر های ایران 3|30018968|ghe1723772|بررسی بازنمایی هویت های پست مدرن در فضاهای مسکونی شهر با تاکید بر شهر های ایران 33 صفحه فایل ورد word
این مطلب در مورد فایل دانلودی با موضوع بررسی بازنمایی هویت های پست مدرن در فضاهای مسکونی شهر با تاکید بر شهر های ایران 3 می باشد.

فرمت فایل: word



تعداد صفحات: 33







در این مقاله که اشاره به حوزه شهری از نگاه پست مدرنیسم دارد، تلاش شده تا با انجام مطالعات اسنادی و تطبیق آن با شرایط کنونی جامعه ایران به چگونگی بازنمایی هویت های پست مدرن در فضاهای مسکونی شهر پرداخته شود. لذا در این بررسی نوعی سیر تاریخی تغییرات هویت، شهر، خانه و مسکن در طول زمان مورد توجه قرار گرفته است.







در بخش انتهایی نیز به این مساله پرداخته شده که تاثیرات متقابل بین انسان و محیط به چه صورت در فضاهای مسکونی ظهور می یابد و منجر به شکل گیری هویت ها می شود.





کلید واژگان: پست مدرنیسم، شهر، فضا، مسکن، هویت





مقدمه وطرح مساله:





بین هر موجود زنده و محیط پیرامون او روابطی وجود دارد که بیشتر جنبه اکتسابی و نه غریزی آن مورد نظر است. به این معنا انسان بایستی در ارتباط با محیط خود مفهوم اشیاء را یاد بگیرد. به مرور زمان و با افزایش تجربیات بواسطه شکل گیری شبکه عظیمی از اطلاعات در ذهن، ما قادر به شناخت بسیاری از اشیاء می شویم و این شناخت به ما قدرت کنترل محیط خود را می دهد، حتی بدون آنکه در هر لحظه همه چیز مستقیما در معرض ادراک ما باشند.





در تصورات ما هر شیء همیشه در ارتباط با محیطی خاص مطرح است. مثلا یک کتاب را همیشه بر روی پرده خاطرات فرد در یک کتابخانه یا روی یک میز می بینیم و نه در یک وان پر از آب یا در یک یخچال.







معماری در شهر هم نه تنها در واقعیت متصل به محیط است، بلکه حتی در دنیای خاطرات ما نیز چنین است. به این ترتیب روشن می شود که نقش محیط در ادراک معماری و فضاهای مرتبط با آن اجتناب ناپذیر است. (گروتر،1386 : 130)





در معماری، دخالت دادن فضا یکی از بنیادی ترین عناصر تحلیل و تحول جامعه است. انسان غالبا با فضا به صورت فعالانه برخورد کرده و همواره با آن در داد و ستد اطلاعات است. در این راستا فضا زمانی برای ما دارای هویت خواهد بود که از طرفی بتوانیم آن را موجودی مستقل و عینی تلقی کنیم و از طرف دیگر خود نیز به عنوان موجودی عینی در آن فعالیت و رفتار نموده و بالاخره بتوانیم ذهنیات ناشی از ادراک آن را با ذهنیات خود تطبیق دهیم. در چنین حالاتی انسان حتی نسبت به یک شیء یا فضا احساس ((این همانی)) می کند و آن را قسمتی از ((من)) خود یا ((ما)) ی جمع می پندارد. (پاکزاد، 1375 : 104 102)





پس، انسانها با زندگی در فضا رابطه ای پیوسته و متقابل با آن برقرار می کنند : از آن تغذیه می شوند و آن را تغذیه می کنند. از آن تغییر پذیرفته و آن را تغییر می دهند. در آن فضا حرکت می کنند و با این حرکت خود، در آن فضا معنا می آفرینند. اجزای فضا را به نشانه های معناداری برای خود تبدیل می کنند و یا نشانه هایی از بیرون برفضا می افزایند. (فکوهی، 1383: 236)







در نتیجه هویت مکانی بخشی از زیر ساخت هویت فردی انسان و حاصل شناخت های عمومی او درباره جهان فیزیکی است که انسان در آن زندگی می کند. پروشانسکی نیز به اهمیت رابطه متعادل بین هویت مکانی فرد و ویژگی های محیط بیرونی تاکید می کند. (بهزادفر، 1386 : 65)





باید توجه داشت که تقابل درون/ برون به مثابه ساختاری برای بیان شهری، لزوما تقابلی جهان شمول و غیر قابل انعطاف به حساب نمی آید و شهرها می توانند به صورت هایی بی شمار درک و احساس شوند. (فکوهی، 1383 : 309)





بنابراین ما با حیاتی سرشار از تنوع، تکثر، علائق و سلائق انسانها روبرو هستیم که یکسانی و یکنواختی مدرن را کنار زده و فضای رنگارنگ زندگی حقیقی انسانها را به تصویر می کشند. در واقع این همان فلسفه پست مدرن است که کالبد شهر در آن مطابق با نیاز شهروندان شکل می گیرد، نه بر اساس خواسته های برگرفته از عقلانیت تک گفتار مدرنیستی. و معماری آن در پی هویت انسان است. در این دیدگاه تاریخ هر قوم و ملتی به عنوان بخشی از هویت آن ملت تلقی می شود که تاریخ فرهنگی و کالبدی و همچنین دستور زبان معماری هر قومی را در هر منطقه نمایش می دهد، منتها این نمایش در ساختمانهای آنها به روز در می آید و بر اساس شرایط زمانی و مکانی به صورت جدید و امروزی شده ظاهر می شود.





بدین ترتیب شاخص ترین جهت گیری ارزشی در این رویکرد عبارت است از این اعتقاد عمومی که هر کس باید بتواند آنگونه باشد که می خواهد. (پاپلی یزدی و رجبی سناجردی، 1386 : 156)





اگر فرض را بر آن بگیریم که ((حرکت)) و ((فضا)) و روابط بی شمار، پیچیده و پویای میان آنها بتوانند فرآیندی پیوسته از ((معناسازی)) را از خلال تولید پیوسته ((نشانه ها)) و امکان پیوسته ((تفسیر)) این نشانه ها در ذهنیت های متفاوت انسان ها بوجود آورند، در چنین حالتی شهر بدل به ((متنی)) می شود با لایه های بی شمار که سراسر آن قابل ((قرائت)) و قابل ((تفسیر)) خواهد بود، بویژه ((متنی)) که روش ((قرائت)) آن ، ((حرکت)) در آن خواهد بود و از آنجا که ذات شهر در تحرک ناشی از ساز و کارهای درونی آن است، به همین دلیل می توان پنداشت که زیباشناسی شهری در واقع در رابطه ای پویا و پیوسته میان بازیگران شهری در حرکت و جنب و جوش در شهر است و شهر به مثابه موجود زنده، تعریف شده و به بیان درمی آید: گویی ((متن)) شهری هر روزه و در روزمرگی، بارها و بارها از نو نوشته شده و بر حجم و بارهای معنایی و نشانه هایش افزوده می شود و هر بار می توان به شیوه ای تازه دست به تفسیر آن زد. (فکوهی، 1383 : 306)





در این راستا به نظر می رسد اندیشه های پست مدرن در زمینه هویت، به طور ویژه به زندگی شهری می پردازند. از طریق معماری است که در این زندگی شهری توانسته ایم به سازمان یابی آگاهانه فضا بپردازیم و مفهوم سکونت در خانه را که بیان کننده برقراری پیوندی پرمعنا بین انسان و محیطی مفروض است، شکل دهیم و به این شکل طی سالیان متمادی با حضور پیوسته در سرزمین ایران، فضا را به نحوی که خواست های فرد و گروه در قلمرو حریم خصوصی و عمومی محفوظ نگه داشته شود برای زیستن مطلوب فرد و جامعه سازمان دهیم. اما در حد فاصل سالهای 1340 1300 شهرنشینی بسیار حجیم و شتابان آغاز شد.





با این وجود، شهرنشینی، برشهریت و تقویت بنیان های مادی و معنوی شهر های ایران اضافه نکرده و پدیده ((ناشهری)) و ((ناشهریت)) بخش اعظم پیکر شهرهای کوچک و بزرگ، قدیمی و جدید ما را در بر گرفته است. این ناشهر به نوعی تداعی کننده فضایی متشتت، گسسته و مملو از نامکانها است. (اژه، 1387: 12) بدین ترتیب از دهه 40 به بعد تغییر کمیت و کیفیت سکونت در شهر رخ داد و معنای خانه با تحولات شهر ، شهرنشینی و مدیریت شهری گره خورد.





این تاکید بر ماهیت متغیر، نحوه روبرو شدن ما با فضا و زمان را دگرگون کرد. از نظر زیمل و بودلر تعاملی که بین کلان شهر و ذهن بوجود آمد باعث شد احساس تنهایی جایگزین همبستگی جمعی شود. در دیدگاه زیمل این احساس تنهایی به هیچ وجه مایوس کننده نیست بلکه برعکس، او دریافت که تاثیرات بنیادین شهر با تشدید حس فردیت باعث می شود فرد بتواند آزادی خلاقانه بیشتری داشته باشد. (وارد، 1383 : 167)





بنابراین فرهنگ پست مدرنیستی را می توان شکل تشدید شده شرایطی دانست که زیمل و دیگران به جای اینکه آنها را کاملا کنار بگذارند، توصیف کرده اند. مدرنیته، فرد خردگرا و در معرض توجه قرار گرفته را کمال مطلوب می داند، اما پست مدرنیته، سوبژکتیویته جدیدی را بوجود می آورد که از دید محدود فرد مدرن بسیار جلوتر است. بدین ترتیب شکل های جدید هویت فردی ظهور پیدا می کند.



مطالب دیگر:
📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان کازرون📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان خرم بید📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان لامرد📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان لارستان📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان ممسنی📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان مرودشت📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان مهر📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان نیریز📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان سپیدان📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان شیراز📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان زرین دشت📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان قیر و کارزین📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان چابهار📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان ایرانشهر📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان خاش📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان نیکشهر📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان سراوان📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان سرباز📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان زابل📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان زاهدان📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان بانه📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان بیجار📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان دیواندره📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان قروه📗شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان کامیاران